مقالات

جهان قرن بیست و یکم:قدرت و فرصت طلبی به جای اصول [سعید الشهابی، القدس العربی (انگلستان)، 21 اکتبر 2019] (اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: مهری بهرامی)

در این جهان امنیت تنها از دو طریق محقق می شود:یا تعادلی میان نیروهای خیر برقرار باشد، از این رو عقل و انسانیت سیطره یابد یا نیروهای شر قدرت یکسانی داشته باشند، از این رو توازن وحشت برقرار می شود و مفهوم بازدارندگی سیطره می یابد و به این ترتیب طرف ها از تجاوز به یکدیگر بازداشته می شوند. عموما جایی برای گزینه اول وجود ندارد و می توان گفت توزان و تعادل وحشت عاملی است که می تواند دارندگان نیت های پلید را به رفتار مناسب وادار کرد.

جهان قرن بیست و یکم:قدرت و فرصت طلبی به جای اصول
1-در این جهان امنیت تنها از دو طریق محقق می شود:یا تعادلی میان نیروهای خیر برقرار باشد، از این رو عقل و انسانیت سیطره یابد یا نیروهای شر قدرت یکسانی داشته باشند، از این رو توازن وحشت برقرار می شود و مفهوم بازدارندگی سیطره می یابد و به این ترتیب طرف ها از تجاوز به یکدیگر بازداشته می شوند. در هرحال جایی برای گزینه اول وجود ندارد و می توان گفت توزان و تعادل وحشت عاملی است که می تواند دارندگان نیت های پلید را به رفتار مناسب وادار کرد.
2- برای ترویج ارزش های خیری که بشر را از درگیری و جنگ دور می کند اقدامات زیر انجام شد:نخست تاسیس سازمان ملل دوم: سازماندهی روابط میان کشورها وسوم: ارایه سازوکارهایی برای احترام به حقوق بشر .
3-به محض به وجود آمدن شکاف سیاسی به علت فروپاشی اتحاد شوروی، آمریکا نظام تک قطبی را اعلام کرد . این کشور خود را بی نیاز از متحدان اروپایی دید و به سمت سیاست های یکجانبه گرایی رفت .به تدریج کشورهای دیگر نیز به این سمت پیش رفتند و این گونه شد که هر کشوری از هر فرصت برای اثبات وجود خود از طریق جمع آوری تسلیحات و ساختن زرادخانه نظامی برای شکست دشمنان بهره برد.
4-در نبود نقش سازمان ملل، رژیم اسرائیل فرصتی برای ارتکاب جنایت یافت.از این رو به دستاوردهایی حمله کرد که با مشارکت سازمان ملل تحقق یافته بود از جمله قطعنامه های بین المللی 242 و 338 و توافق های اسلو و مادرید.
5-در نبود طرح و اقدام مشترک عربی، اسرائیل در چارچوب طرح عادی سازی خود پل ارتباطی با عربستان و امارات برقرار کرد.همچنین اختلافات میان عربستان و ایران را شدت بخشید تا در امور داخلی امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس مداخله کند و نقش گسترده ای در مقابله با انقلاب های بهار عربی داشته باشد.
6- جهان تک قطبی به جنگلی تبدیل شد که قدرت ها خود را از طریق تسلیحاتشان بر دیگران تحمیل می کنند.در جهانی که اصول و ارزش ها بر آن حاکم نیست به جای آن زور حاکم می شود. جهان امروز  آماده دادوستد با هر طرفی است که خشونت و ترور اعمال می کند، تا زمانی که این طرف شکست نخورده است.
منبع:اداره کل رسانه ای خارجی

 

منذ 9 ساعات
عالم القرن الـ21: القوة والانتهازیة بدلا من المبادئ

د. سعید الشهابی
0
حجم الخط

فی هذا العالم لا یستقیم الأمن الا بواحد من أمرین: توازن قوى الخیر واعتدالها وعقلها وانسانیتها، أو توازن الرعب بین الفرقاء وهیمنة مفهوم «الردع» الذی یمنع الاطراف من الاعتداء على بعضها البعض. فی الاعم الاغلب لا مکان للخیار الاول مع الاسف، بل یمکن القول ان توازن الرعب هو العامل القادر على ترویض ذوی النوایا الشریرة.
وفی عالم القرن الحادی والعشرین یمکن القول ان اغلب القیم الایجابیة اصبحت عدیمة الجدوى عملیا، فلا احد یلتفت لدعاة الخیر والصلاح والعدل والتقوى السیاسیة، بل ان صوت النفاق والدجل والصراخ وجمال العرض (وان ساء المحتوى) یعم العالم. انه انقلاب خطیر على ما کان العالم یسعى لتحقیقه منذ الحرب العالمیة الثانیة. یومها کان ثمة اعتقاد بان القوى الغربیة المنتصرة سوف تستفید من تجربته المرة لترویج قیم خیرة تبعد البشر عن الصراعات والحروب.
ولتحقیق ذلک تم ما یلی: أولا تأسست الأمم المتحدة لتجمع حکومات العالم على اسس التعایش السلمی والعمل المشترک والابتعاد عن الاعمال العدوانیة الاحادیة من ای طرف، والتدخل لحل الصراعات لتکون بشکل عام «وسیطا» أو ربما «حاکما» و«قاضیا» یحول دون تحول الخلافات الى حروب. وکان للأمم المتحدة دور کبیر فی منع الصراعات او حلها، وترویض الدول ذات النزعات العدوانیة، واستطاعت ممارسة ادوار ایجابیة فی ذروة الحرب الباردة ودعمت نضالات الشعوب من اجل الاستقلال، وتصدت للعنصریة والاحتلال. هذا لا یعنی انها نجحت فی کل مبادراتها او انها منعت وقوع الحروب تماما، ولکن على الأقل وفرت فرصا للأطراف الضعیفة لطرح قضایاها وربما الدفاع عن نفسها. الثانیة: ان دول العالم من خلال الأمم المتحدة استطاعت تقنین نظم ومواثیق دولیة لتنظیم العلاقات بین الدول وحل الازمات. فکانت هناک مواثیق جنیف لتنظیم الحروب اذا وقعت ومنع التجاوزات الانسانیة وتجنیب المدنیین شرور الانتقام والتوحش. ثالثا: انها اتاحت للشعوب المدافعة عن نفسها او الراغبة فی تقریر مصیرها فرصا معقولة، ووضعت آلیات لاحترام حقوق الانسان أولها الاعلان العالمی لحقوق الانسان فی العام 1948، ومواثیق جنیف والعهدین الخاصین حول الحقوق السیاسیة والمدنیة والاقتصادیة والثقافیة. ولکن دور الأمم المتحدة کان محکوما بارادة الدول الاعضاء. وبرغم المؤاخذات على العضویة الدائمة بمجلس الأمن الدولی الا انه عبر عن توازن القوى فی فترة عصیبة من التاریخ وحال دون وقوع کوارث عسکریة او سیاسیة.
ولذلک یمکن القول ان ما حدث خلال العقود الثلاثة الأخیرة من تهمیش دور الأمم المتحدة کان کارثیا على العالم. وکان لتداعی الاتحاد السوفیاتی فی 1990 دور فی حدوث فراغ سیاسی فی قمة المنظومة السیاسیة والعسکریة القائمة على اساس توازن القوى. فعلى الفور حدثت تنظیرات لنظام عالمی احادی القطب، مؤسس على هیمنة أمریکا على العالم.
ولکی تحقق الولایات المتحدة ذلک استهدفت الأمم المتحدة ومؤسساتها بشکل متواصل حتى تم تهمیش ذلک الدور تماما. فخاضت أمریکا حروبا خارج الاجماع الدولی وبشکل تدریجی احتلت مکانة الأمم المتحدة التی تلاشى دورها تدریجیا. وهنا اصبح هناک وضع غریب محکوم بقیم انتهازیة من جهة وبالقوة العسکریة لدى الدول من جهة اخرى. فاصبح التفوق العسکری عاملا اساسیا فی العمل السیاسی الدولی. فمن یملک القوة یفرض ارادته، بعیدا عن الارادة الدولیة ودور الأمم المتحدة.

    إن عالما محکوما بالسلاح لا یمثل طموح الذین کانوا یحلمون بعالم متفاهم محکوم بالقیم والاحترام والسلام وحب الحیاة. والحکام هنا مطالبون بأن یکفوا عن استخدام القوة او التهدید بها سواء فی التعامل مع القوى الاخرى، ام مع الشعوب التی یحکمونها

ولکی تتضح الصورة یمکن طرح عدد من الامثلة. فما ان حدث فراغ سیاسی دولی بتفکک الاتحاد السوفیاتی حتى اعلنت الولایات المتحدة نظام القطب الواحد، وسعت لملء الفراغ الناجم عن تلاشی القطب الثانی الذی کان ضروریا للتوازن الدولی. فوجدت أمریکا نفسها فی غنى عن حلفائها الاوروبیین، وتوجهت نحو سیاسات احادیة دفعت حکامها للانسحاب التدریجی من المجال الدولی والتنکر للأمم المتحدة ومقاطعة العمل المشترک على اغلب الصعدان. وشیئا فشیئا تبعت الدول الاخرى هذا المنحى، واصبحت کل دولة تنتهز الفرص لاثبات وجودها من خلال تکدیس الاسلحة وبناء ترسانة عسکریة توفر لها الغلبة على مناوئیها. ویمکن القول ان الانتهازیة اصبحت ایدیولوجیا السیاسة فی مرحلة ما بعد القطبین.
فغیاب دور الأمم المتحدة وفر للکیان الاسرائیلی فرصة لارتکاب جرائم کانت یداه قاصرتین عنها، وبدأت بالانقضاض على المنجزات التی تحققت بمشارکة الأمم المتحدة کالقرارین الدولیین 242 و 338 واتفاقات اوسلو ومدرید، وانقضت على السلطة الفلسطینیة لتضعفها سیاسیا واقتصادیا من خلال اجراءات فرضتها فی غیاب الدور الدولی. ویوما بعد آخر تراجعت عملیا عن التزاماتها تجاه مشروع الدولة الفلسطینیة وقامت ببناء المستوطنات فی اراضی الضفة الغربیة بشکل خاص حتى تلاشت مساحة الارض التابعة للسلطیة الفلسطینیة الى اقل من النصف. ومع غیاب العمل العربی المشترک مدت جسورها مع السعودیة والامارات بشکل خاص ضمن مشروع تطبیعی کان یبدو مستحیلا. کما لعبت على اوتار الخلاف بین السعودیة وإیران لتتدخل فی الشؤون الامنیة لدول الخلیج وممارسة دور واسع للتصدی لثورات الربیع العربی.
وهکذا بدأ ملء الفراغ الناجم عن غیاب العمل الدولی المشترک المتمثل بالأمم المتحدة. ویمکن طرح امثلة کثیرة على حالة الفوضى السیاسیة التی تعم العالم نتیجة لذلک.
وکان لذلک نتائج مؤذیة خصوصا للمجموعات التی تقاوم الاحتلال. وبشکل تدریجی استطاعت القفز على النتائج الکارثیة التی تعرضت لها فی اعتداءاتها الاخیرة على لبنان فی 2006 وغزة فی 2008 و2009 و2014. واستطاعت، بدعم انکلو ـ أمریکی وتواطؤ سعودی ـ اماراتی بشکل تدریجی «شیطنة» قوى المقاومة.
لقد تحول العالم ذو القطب الواحد الى غابة یفرض القوی بسلاحه نفسه على الآخرین. فالامارات لا تملک سوى اسلحة متطورة مدعومة باالمال النفطی الهائل، ولذلک اصبحت لها سیاسة خارجیة توسعیة لا تناسب حجمها البشری، وتجاوزت فی تأثیرها بلدانا عربیة کبرى مثل مصر وسوریا والعراق والجزائر.
والامر ینطبق على الاشخاص کذلک. فعندما سقط زین العابدین بن علی من الحکم لم یعبأ به احد حتى وفاته الشهر الماضی. وکذلک کان الرئیس السودانی، عمر البشیر. فبرغم صدور قرار دولی من محکمة الجنایات الدولیة الا انه لم یسقط، ولکن الحراک الشعبی قبل شهور اسقطه. فی عالم یفتقر للمبادئ والقیم تصبح القوة هی البدیل. فعالم الیوم مستعد للتعامل مع من یمارس العنف والإرهاب اذا لم یهزم. فهذه أمریکا تحاور طالبان التی اسقطت واشنطن حکومتها بعد حوادث 11 سبتمبر. وما اکثر الإرهابیین الذین تم التفاوض معهم بعد ان اثبتوا قدرتهم على الحاق الضرر بالطرف الآخر. فمثلا سمح لخاطفی وزراء نفط اوبک المجتمعین فی فیینا فی 1975 بالفرار بعد الافراج عن الرهائن فی الجزائر. لماذا؟ لأنهم کانوا یملکون السلاح.
ان عالما محکوما بالسلاح لا یمثل طموح الذین کانوا یحلمون بعالم متفاهم محکوم بالقیم والاحترام والسلام وحب الحیاة. والحکام هنا مطالبون بان یکفوا عن استخدام القوة او التهدید بها سواء فی التعامل مع القوى الاخرى، ام مع الشعوب التی یحکمونها.

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.