مقالات

مرگ یک تروریست و باقی ماندن تروریست سازان [امیل امین، الشرق الاوسط (انگلستان)، 28 اکتبر 2019] (اداره کل رسانه های خارجی، مترجم: اکبر زارع زاده)

به رغم ترور شدن خلیفه داعش، مشکل در ادامه حیات خاستگاهی فکری است که همه گروه های تندرو طرفدار اسلام سیاسی از طیف های مختلف از دل آن بیرون آمده اند. این خاستگاه فکری، گروه «اخوان المسلمین» است که گروه هایی مانند «تکفیر و هجرت» و «جهاد اسلامی» و «المهاجرین و الانصار» و «القاعده» و سپس «داعش» از دل آن بیرون آمده اند.

مرگ یک تروریست و باقی ماندن تروریست سازان
1-جهانیان به ویژه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا کشته شدن ابوبکر البغدادی سرکرده داعش را ضربه ای می دانند که صرفا با عملیات ترور اسامه بن لادن رهبر القاعده در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما قابل مقاسه است. جالب اینجاست چنین رویدادهایی «تصادفا» پیش از انتخاباتی روی می دهد که روسای جمهور آمریکا برای دومین بار در صدد پیروزی در آن هستند.
2-هرگونه مقایسه بین سازمان القاعده و سازمان داعش نشان می دهد القاعده خطر کمتری داشت زیرا سازمانی دارای سلسله مراتب فرماندهی بود از این رو پیگیری اعضا و طرفدارانش آسان بود ولی داعش خود را با مهارت از طریق رسانه های ارتباط اجتماعی معرفی کرد و تفکراتش مانند ابر، به شرق و غرب جهان پرکشید و کسانی را جذب کرد که به طور انفرادی عمل می کنند.
3-با کشته شدن البغدادی این احتمال وجود دارد بر تعداد کسانی که به تفکراتش باور دارند افزوده شود حتی اگر داعش از نظر ساختاری و عملیاتی در منطقه ای که زادگاهش بود، نفس های آخر را می کشد.
4-به رغم ترور شدن خلیفه داعش، مشکل در ادامه حیات خاستگاهی فکری است که همه گروه های تندرو طرفدار اسلام سیاسی از طیف های مختلف از دل آن بیرون آمده اند. این خاستگاه فکری، گروه «اخوان المسلمین» است که گروه هایی مانند «تکفیر و هجرت» و «جهاد اسلامی» و «المهاجرین و الانصار» و «القاعده» و سپس «داعش» از دل آن بیرون آمده اند.
5-اخوان المسلمین همچنان در گوشه و کنار جهان فعالیت دارد و از حمایت اروپا و آمریکا بهره می برد. از این رو اگر دولت های غربی واقعا خواستار رهایی از تروریسم جهانی باشند، مسیر آنها از ترور ابوبکر البغدادی آغاز نمی شود بلکه در ابتدای راه باید اخوان المسلمین را گروهی تروریستی معرفی و فعالیت هایش را متوقف و اعضایش را مجازات کنند. هر اقدام دیگری، معنایی جز بازی با تناقضات برای تامین منافع کشورهای غربی نیست.
6-ترور بن لادن موجب نابودی القاعده نشد بلکه برعکس بر پیروانش به ویژه در مناطق ناآرام و بی ثبات مثل آفریقا، افزوده شد. مرگ البغدادی هم به مبارزه با تروریسم کمکی نخواهد کرد زیرا «تروریست سازان» واقعی همچنان وجود دارند و به پراکندن تفکراتشان ادامه می دهند بدون آن که تحت پیگرد قرار گیرند.
7-در عراق و دیگر کشورها، صدها نفر وجود دارند که تحت امر آخوندهای حاکم بر تهران فعالیت می کنند از این رو تا زمانی که ایران از تروریسم حمایت می کند، شاهد رشد تروریسم در مناطق جدیدی خواهیم بود. همچنین رژیم حاکم بر قطر همچنان به حمایت مالی از جبهه النصره ادامه می دهد بدون آن که بازخواست شود.
8-این نگرانی وجود دارد که ترور البغدادی به شکل گیری هسته تروریستی جدیدی منجر شود که بتواند سازمانی وحشی تر و خطرناکتر از داعش را ایجاد کند. مسئله این است که ابتدا باید تروریست سازان از بین برده شوند سپس برای از بین بردن تروریست ها اقدام شود.
اداره کل رسانه های خارجی

الشرق الاوسط
عن موت الإرهابی وبقاء صناع الإرهاب
الاثنین - 29 صفر 1441 هـ - 28 أکتوبر 2019 مـ رقم العدد [14944]
إمیل أمین
إمیل أمین
- کاتب مصری
   
A

A
اعتبر العالم عامة، والرئیس الأمیرکی دونالد ترمب بنوع خاص، القضاء على أبی بکر البغدادی زعیم تنظیم «القاعدة» ضربة لا تساویها سوى عملیة اغتیال بن لادن فی زمن الرئیس باراک أوباما، والمثیر أنها مصادفات لا تحدث إلا قبل انتخابات الولایة الثانیة للرئاسة الأمیرکیة. الأمر الذی یثیر کثیراً من الغبار حول الحدث.
مهما یکن من أمر، فنحن أمام نهایة مثیرة لزعیم لفَّه الغموض لتنظیم، ربما کان الأکثر وحشیة فی التاریخ القریب، ولرجل قام على رأس جماعة تعد بعد جماعة الحشاشین التاریخیة، أکثر میلاً للعنف وسفک الدماء، وکذا قیادة موجة من الإرهاب العالمی المعولم، إن جاز التعبیر.
کارثة البغدادی فی حیاته مزدوجة، لوجستیة وآیدیولوجیة، أما الأولى فقد تمثلت فی سیطرته ومن معه على مساحة جغرافیة تصل إلى حجم دولة مثل إنجلترا أو غیرها من الدول الأوروبیة، وعلیها أنشأ ما یشبه الدولة، تلک التی جمع فیها المارقین والمخدوعین بأفکاره وتطلعاته لإحیاء دولته الخرافیة، التی ما أنزل الله بها من سلطان!
کان للتحالف الدولی العسکری المسلح أن یدحر هذا الخطر بنسبة کبیرة للغایة، غیر أن الخطر الأکبر، والأهول إن جاز التفعیل، موصول بامتداد تأثیراته عبر القارات، وهذه هی الکارثة، لا الحادثة.
وبمزید من التفکیک اللفظی والفکری، فإن أی مقاربة بین تنظیم «القاعدة» وتنظیم «داعش»، یبین لنا أن الأول کان أقل خطورة، ذلک لکونه تنظیماً عنقودیاً تراتبیاً، وعلیه فقد کان من الیسیر متابعة ورصد أعضائه وأتباعه، ولم ینجح فی تسویق نفسه دعائیاً لدى الآخرین.
أما «داعش» فقد أجاد تقدیم نفسه عبر وسائط التواصل الاجتماعی، وباتت أفکاره تطیر مع السحاب شرقاً وغرباً، ولم یعد تنظیماً هیرارکیاً، ما فتح الباب لمن أطلق علیهم الذئاب المنفردة، وأکسب التنظیم یوماً تلو الآخر مزیداً من الأتباع والأشیاع شرقاً وغرباً، وقد یکون لاغتیال البغدادی تأثیر مضاعف على زیادة المؤمنین بأفکاره، حتى إن کان التنظیم یلفظ أنفاسه الأخیرة من حیث الترتیب والتنسیق العملیاتی فی المنطقة التی ولد فیها، وفیها أیضاً سوف تکتب شهادة وفاة الرجل الغامض.
على أن العملیة الأخیرة تدعونا لتساؤلات عمیقة، تستدعی إجابات جذریة، وإلا فإن الخطر یبقى قائماً وقادماً، رغم اغتیال الخلیفة الأسود کما أطلق علیه البعض.
البدایة من عند الحاضنة الفکریة الأولى، التی من عباءتها خرجت کل جماعات الإسلام السیاسی المتطرفة بأطیافها وأطرافها المختلفة، أی جماعة «الإخوان المسلمین» وتجلیاتها فی حرکات «التکفیر والهجرة»، و«الجهاد الإسلامی»، و«المهاجرین والأنصار»، وصولاً إلى «القاعدة» التی أفرزت «داعش».
لا تزال جماعة «الإخوان» بتنظیمها الدولی منتشرة حول العالم، وتعمل فی ظل رعایة وحمایة أوروبیة وأمیرکیة، وهذا أمر لا نخشى قوله والإشارة إلیه، وعلیه فإن أرادت الحکومات الغربیة الخلاص من الإرهاب المعولم، فإن الطریق لا یبدأ من عند اغتیال البغدادی، بل من ناصیة وناحیة اعتبار تلک الجماعة إرهابیة، ووقف أنشطتها، وتجریم أعضائها، أما غیر ذلک فلا معنى له سوى التلاعب على المتناقضات لأهداف تدرکها حکومات تلک الدول وتتسق وصالحها ومصالحها.
ما نقول به أثبتت الأیام صحته، فعلى سبیل المثال لم یقد اغتیال بن لادن إلى نهایة تنظیم «القاعدة»، بل العکس، ها هو یعید ترتیب صفوفه ویکتسب أرضاً ومریدین جدداً، ویستغل نقاط الضعف فی الأنظمة والدول المضطربة لیعزز من وجوده، ولا سیما القارة الأفریقیة.
موت البغدادی لن یفید فی محاربة الإرهاب، طالما بقی صناع الإرهاب الحقیقیون قائمین فکراً ومالاً، وکثیرون یرصدونهم ویتغاضون عن ملاحقتهم.
خذ إلیک على سبیل المثال ما یجری فی العراق وغیره، فهناک تجد المئات ممن یأتمرون بأوامر الملالی فی طهران، ما یعنی أنه طالما بقیت إیران قائمة وراء الإرهاب، فإننا سنرى حواضن جدیدة تنشر الشر المجانی فی المنطقة والعالم.
قتل البغدادی نعم، لکن لا یزال الذین یمولون «جبهة النصرة» قائمین فی النظام القطری، ولا أحد یسائلهم، ویمضون سادرین فی غیهم من غیر حساب تفرضه النوامیس الإلهیة والقوانین الوضعیة.
المجتمع الدولی علیه أن یتابع الدول التی تساند الإرهاب وتدعمه، فیعاقبها، هذه الدول التی تسمح لهؤلاء بعبور أراضیها بالدخول والخروج منها کیفما شاء ومتى أرادت.
یخشى المرء من أن یکون اغتیال البغدادی، بدایة لشتات إرهابی جدید، قادر على استیلاد تنظیم أشد فداحة وخطورة من «داعش»، وهو أمر محتمل جداً فی ظل تحول القضیة إلى صراع دوغمائی ثنائی بین الخیر والشر، کما یعتمل فی فکر أعضاء الجماعات الأصولیة التی تلقى مدداً ذهنیاً یمثله «الإخوان» ومفتیهم القرضاوی الذی أرسى قواعد الظلامیین المحدثة بعد سید قطب.
المطلوب القضاء على صناع الإرهاب، وتالیاً الإرهابیین، تلک هی القضیة، وتلک هی المعضلة، فبعد أن قطع الرأس لا بد من الترکیز على البقیة، وتخلیص العالم من شرورهم، لتتفرغ البشریة للعمار والبناء والقضاء على الفقر وإنقاذ الکوکب من الأخطار المحدقة به.

 

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.